هنوز چند ماه از تشبيه كردن ميرحسين موسوي به "هندوانه سر بسته" ازسوي محمد علي ابطحي معاون و مسئول دفتر رئيس دولت اصلاحات نميگذرد كه آخرين نخست وزير كشورمان- يا همان هندوانه سربسته البته به باورابطحي- زودتر از آنچه فكر ميكرديم، اسرار خود هويدا كرد.

درهمان روزهايي كه ميرحسين و خاتمي وارد بازي " آمدن يا نيامدن" شدند، براي همگان پرواضح و روشن بود كه توافقي پشت پرده ميان اين دو شكل گرفته است اما در اين ميان يك چيز كاملا مبهم و درهالهاي از ابهام بود، آيا موسوي همان موسوي گذشته است؟ آيا هنوز بر گفتمان امام و انقلاب تاكيد ميكند؟ آيا نخست وزير دفاع مقدس هم چنان مرزبندي مشخصي با افراطيون دارد؟ و آيا....
اما به تدريج -و نه دفعتا- همه چيز با انتشاراخباري در رسانهها روشن شد؛ مير حسين همان نخست وزير دفاع مقدس- كه همواره اين واژه از طرف حاميان وي تبليغ ميشود- در ايام نوروز با سازمان مجاهدين كه جزو ساختار شكنانه ترين و افراطي ترين جريانات مدعي اصلاح طلبي محسوب مي شوند و تناقض خود را بارها با مواضع انقلاب، امام و رهبري نشان دادند، ديدار و برلزوم حمايت آنان از خود تاكيد ميكند.
پس از اين رسوايي بود كه ديگر مواضع و باورهاي مير حسين يكي پس از ديگري براي مردم نمايان شد:
حمايت و دفاع همه جانبه از سازمان مجاهدين و حزب مشاركت، پهن كردن فرش قرمز براي هاشمي و خاتمي با كلماتي غلو آميز مبني بر اينكه افتخار ميكنم مشاور اين دو بوده ام، بحراني جلوه دادن وضعيت فعلي كشور، ادعاي جمع آوري گشتهاي ارشاد در صورت رسيدن به قدرت و جلوگيري ازپرداخت سهام عدالت، تهمتهاي دورغين به دولت عدالت محور نهم مبني بر توزيع سيب زميني براي راي آوري، ديدار و رايزني با گروهك نهضت آزادي، تخطئه افتخار آفريني احمدي نژاد در اجلاس دوربان سوئيس و ...
به هر حال مير حسين، اين هندوانه سربسته چه زود قاچ خورد و براي همگان مشخص شد كه هنوزهم بايد به فرموده امام راحلمان ملاك را حال كنوني افراد قرار دهيم.